وقتی می خواهی نامه ای اداری یا رسمی بنویسی می بینی چه قدر این زبان پر پیچش است، و اول شخص گریز. انگار همّ اش همه این است که از راست و مستقیم گویی بپرهیزد، و ضمایر و شناسه های اول شخص را به هر ترفندی شده به صَرف و صیغه هایی هر چه دورتر تبدیل کند. (*)
می بینی افتاده ای میانه ی غرقاب "این جانب" و "احتراماً خواهشمند است" و "مستدعی است" و "بذل توجهات" و "بنده" و "حقیر"؛ و «من» و «می خواهم» خرقِ عرف و عادتی ناپسند است که باید از آن گریخت.
خدا رحم ات کند فقط که وسواس ویراستن و پیراستن در انتخاب واژه و جمله بندی نداشته باشی. و گر نه شاید مجبور شوی سه چهار بار بنویسی و خط بزنی و پاره کنی، سر آخر هم مطمئن نباشی که با این نثر غریب –اگر گستاخانه نپندارندش- کارَت راه می افتد یا دردسرهای اداری دو چندان می شود.
(*) قبول که در زبان رسمی –مقالات علمی مثلاً- معیار این است که از به کار بردن اول شخص بپرهیزی. اما به نظرم می رسد این بیش تر به خاطر پرهیز از شخصی بودن اظهار نظرها در جایی باشد که باید زبان روایت ات زبان سوم شخص باشد، و نه به خاطر رسمی بودن. به هر حال نمی فهمم در نامه نگاری چرا باید شیوه ای مشابه را رعایت کرد، جایی که اتفاقا تو قرار است در خواست شخصی ات را بدهی نه این که با حفظ بی طرفی گزاره یا گزارشی را بیان کنی.
