تبليغاتX
نما - مکتب در فرآیند تکامل

اوضاع عجیبی است اوضاع حوزه ی نشر و مجوز گرفتن کتاب ها. در کل به نظر می رسد وضع بدتر شده، اما برخی کتاب هایی که تا کنون در جمهوری اسلامی مجوز نگرفته بودند و به نظر می رسید امکان مجوز گرفتن نداشته باشند (مثل سنگی بر گوری جلال) چاپ و نشر می شوند.

دیدن کتاب "مکتب در فرآیند تکامل" از سید حسین مدرسی طباطبایی  (ترجمه ی هاشم ایزد پناه، انتشارات کویر) در ویترین انتشارات خوارزمی آن قدر عجیب هست که با این که کتاب را خوانده ام باز هم 4200 تومان پول بدهم و دو باره کتاب را بخرم تا ببینم آیا کامل چاپ شده و همه ی قسمت های آن نسخه ی غیر رسمی که دست به دست می گشت را دارد یا نه. کتاب کامل است، بی حذف و جرح و تعدیل، فقط مقدمه ای نویسنده بر آن اضافه کرده، و در آن ضمن توضیح دادن شرایط اولیه نوشته شدن کتاب در دهه ی شصت و این که کتاب اصلا برای مخاطب غربی و در فضای اسلام شناسی و شیعه شناسی رایج و غالب دنیای غرب و عرب نوشته شده، توضیحاتی را هم افزوده که به نظر می رسد برای تسهیل مجوز گرفتن کتاب باشد.

کتاب، همان طور که از عنوان فرعی اش پیداست، "نظری بر تطوّر مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین" است و برای کسانی که تاریخ تشیع برای شان، به هر دلیل، اهمیت یا جذابیت دارد خواندنی است.

***

بخش نخست کتاب با عنوان "حقوق و مسئولیت ها: تکامل مفهوم امامت در بعد سیاسی و اجتماعی" در باره ی تحول و تغییر نظر جامعه ی شیعه نسبت به نقش سیاسی و اجتماعی امامان شیعه است. تلقی ای که در ابتدا سرشت حکومتی و سیاسی دارد (امام کسی است که احق الناس به خلافت است و حق اش غصب شده) اما به مرور زمان، به طور خاص با توجه به قیام نکردن امام ششم و هفتم شیعیان به رغم مساعد بودن شرایط سیاسی و اجتماعی (و حتی پرهیز جعفر بن صادق از امام خوانده شدن توسط مردم)، به تصوری علمی و مذهبی از امام تغییر و تحول می یابد.

تاریخ فراز و نشیب این تصور متاخر از امام موضوع بخش دوم کتاب است با عنوان "غلوّ و تقصیر و راه میانه: تکامل مفهوم امامت در بعد علمی و معنوی". بخشی که تز اصلی کتاب، یعنی نظریه ی علمای ابرار –این که ائمه عالمانی نیک بودند، و مفسران به حق وحی نبوی؛ و نه مهبط وحی و منصوبانی الاهی یا حاکمانی سیاسی- را به عنوان راهی میانه در برابر افراط غلوّ –خدای انگاری ائمه توسط غلات و مفوّضه و نسبت دادن ویژگی های فرابشری به آن ها- و تفریط تقصیر بر می نهد؛ و تاریخ گرایش های مختلف به هریک از این سه راه را در شیعه نشان می دهد. ادعای کتاب این است که تلقی اولیه ی علما و جامعه ی شیعی از امامت منطبق بر نظریه ی علمای ابرار است، تلقی ای که به مرور زمان در اثر جعل حدیث غلات دیگرگون شده تا جایی که امروز به گرایش غالب در تشیع نزدیک شده است. (در واقع کتاب در زمینه ی اصلی نوشته شدن اش تلاشی است برای پیراستن چهره ی تشیع از انگ غالی گری، و ترسیم سیمایی عقلانی-اسلامی از آن، سیمایی که مشرکانه و ملحدانه نباشد.)

بخش سوم با عنوان "بحران رهبری و نقش راویان حدیث" به تاریخ گرایش ها و فرقه های مختلف شیعی از پسِ بحران های مختلفی که در تعیین جانشینی، به طور خاص، پس از امام ششم، امام هفتم، امام هشتم، و امام دهم شیعیان رخ می دهد می پردازد، و تردیدهایی که به لحاظ علمی و سیاسی و اقتصادی و نصبی و شرعی در باره ی امام یازدهم شیعیان، و نیز وجود فرزند ایشان به وجود می آید. هم چنین به انتظار جامعه ی شیعی از ظهور امام غائب در اواخر قرن سوم با توجه به ذکر چهل سالگی قائم در برخی روایات و آماده بودن شرایط با توجه به فرمانروایی های زیدیه در یمن و شمال ایران، قدرت گرفتن آل بویه در ایران، و آل حمدان در شام و برآورده نشده آن، که به دوره ای می انجامد که آن را زمان "حیرت"  شیعه خوانده اند و "اکثریت شیعیان در این دوره از مذهب حق مرتد شدند". در نهایت نویسنده به گرایش علما و راویان حدیث شیعه به حدیث 12 خلیفه/امیر/قیم، که تا قرن سوم در هیچ کتاب شیعی نبود، اشاره می کند؛ اتفاقی که باعث شکل گیری و تثبیت شیعه ی اثنی عشری می شود و مولف آن را دلیل حقانیت شیعه می انگارد –چون حدیثی که در تمام طول تاریخ خود انکار کرده بودند و لذا نمی توانستند جاعل آن باشند سنت حجیت و حقیت شان می شود.

هم چنین در این بخش تاریخ شکل گیری نهاد وکالت و سامان يابي اقتصادي تدريجي شيعه، و ارتباط مقام وكالت و "ثقه" بودن اقتصادي با مقام علمي و مذهبي وكيلان و عالمان شيعي بررسي مي شود.

بخش نهایی با عنوان "مناظرات کلامی و نقش متکلمان" به تاریخ کوشش های کلامی و استدلالی شیعیان در زمان ائمه و پس از ایشان می پردازد. به نظر مبتنی بر شواهد نویسنده، جریان غالب در تشیع مخالف کلام بود و گرایش های کلامی و استدلالی ضعیف بودند، و میان آن دسته از دانشمندان اهل استدلال و کلام شیعه و اصحاب ائمه نیز: "...با متکلمان دیگر آن عهد یک فرق بارز و اساسی وجود داشت و آن مقامی بود که به عقل و فکر بشری در ایدئولوژی هر گروه داده می شد. برای متکلمان سنی، عقل و استدلال عقلانی مرجع تصمیم گیرنده ی نهایی بود و نتیجه ی آن هر چه بود باید پیروی می شد اما برای متکلمان شیعه، عقل ابزار بود و منبع اعلای دانش و مرجع نهایی آگاهی و کشف واقع، امام بود که آنان قواعد و مبانی کلامی خود را از تعلیمات وی می گرفتند." (ص. 207) بعد از ائمه ی اطهار اما گرایش های کلامی معتزله به شیعه وارد شدند، کاری که غالبا توسط دانشمندانی که معتزلی بودند و سپس به مذهب شیعه ی امامی گرویدند، انجام شد. 

قسمت نهایی این بخش، به عنوان یک نمونه، به بررسی شخصیت و افکار "ابن قِبه" می پردازد و نقش وی در تطور فکری و تکامل مکتب عقلی شیعه ی امامی را بررسی می کند. ابن قبه معتزلی شیعه شده ای است که استخوان بندی اصلی نظریات کلامی شیعه در باب نبوت و امامت و غیبت و شریعت و غیره از اوست؛ و ذکر نظریات و استدلال های او –گاهی بدون سند- در آثار کسانی چون شریف مرتضی و شیخ طوسی دیده می شود و حتی ترتیب مباحث کلامی در بعض کتب متاخر شیعی منطبق با ترتیب مطرح شدن آن ها در آثار اصلی کلامی ابن قبه است.

در قسمت ضمائم کتاب هم برخی از رساله های ابن قبه آورده شده.

 

***

پ.ن.۱: ترجمه ی فارسی کتاب در سال ۷۳ در آمریکا توسط پرینستون چاپ شده بود، همان نسخه ای که کپی های اش در ایران دست به دست می چرخید. ناشر آن کتاب انتشارات داروین است!

پ.ن.۲: ایده های تاریخی کتاب "مکتب در فرآیند تکامل"، و به طور خاص ایده ی علمای ابرار، الهام بخش و مرجع برخی مقاله ها و اندیشه های آقای محسن کدیور بوده، که با برخی واکنش ها و اعتراضات از سوی افراد و گروه های مختلف مواجه شد. انتشار این کتاب که مرجع اصلی بحث کذا است احتمالا به در گرفتن بیش تر این بحث کمک می کند. ضمن این که چاپ این تحقیق تاریخی دست اول و معتبر با توجه به بحث ها و نزاع های موجود بر سر تشیع و تسنن در فضای دینی و فرهنگی کشور امری مهم و مبارک است.

پ.ن.۳: آقای بهمن پور در مصاحبه ای که برای ویژه نامه ی دین و مدرنیته ۲ کرده بود ضمن نقد روش کتاب آقای مدرسی طباطبایی، که روش فرآیند تکامل برای شناخت اسلام است، اشاره ای کرده بود به کتابی که "آقای محمد علی امیر معزی استاد دانشگاه سوربن در عقاید اولیه تشیع دارد که در آن با مراجعه به متون اولیه و با همان روش تاریخی اثبات کرده است که تشیع در ابتدا اصولا همان مذهبی بوده که ما آن را مذهب غلو می نامیم... و تشیعی که ما امروزه داریم در واقع تشیع حقیقی نیست و چیزی است که در فرآیند تاریخی درست شده است." آن کتاب را ندیده ام.

 

***

مقدمه ی کتاب، به همراه نکاتی در باره ی چاپ کتاب از نویسنده (+)

 

+ نوشته شده توسط sdrsd در جمعه 27 مهر1386 و ساعت 23:11 |