چرا فکر می کنم سخن رانی کذا هوشمندانه بود؟:
اولا "شیطان" تا وقتی شیطان است که آن "دور" هاست؛ شیطانی که از نزدیک دیده شود و با تو صحبت کند دیگر اهریمن نیست.
ثانیا اهریمنی که مهمان مان باشد و جلوی روی مان دیکتاتور ظالم و حقیر خطاب اش کنند و چیزی نگوید دیگر اهریمن نیست، یا دست کم مظلوم نمایی اش کار کرده و دیگر شیطانی مظلوم است نه ظالم. (گویا مجری، رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری پیشین ایران را دنبال نکرده بود تا با این شیوه ی مظلوم نمایی و کارآیی ها و موفقیت های اش آشنا باشد.)
ثالثا دیدن رئیس جمهور کشوری، که قرار است به آن حمله کنی، در موقعیتی که یک رئیس دانشگاه به او توهین می کند و او توهین اش را با لبخند _گیرم ریایی و مظلوم نمایانه_ پاسخ می دهد تاثیر گذار است.
رابعا آب روی پدر بزرگ وار مرحوم اش نیست که خرج می کند، از شخصیت حقوقی اش مایه می گذارد و از کیسه ی شأن و حرمت جمهور ی خرج می کند که رئیس و منتخب شان است، کیسه ای که از صندوق ذخیره ی ارزی هم گشادتر است.
ظاهرا تجربه ی سفرهای استانی قرار است جهانی شود؛ چه در حرف زدن به جای عمل کردن، چه در دیگرگونه نمودن آن چه هست و می گذرد، چه در خودنمایی و مظلوم نمایی، چه در شیوه های بازی با افکار عمومی.
***
پ.ن.
۱. این واکنش ها و بعضی نکات و فرازهای شان هم خواندنی است!
بی خود نبود آن هم هزینه دادن برای خودی کردن روسای دانشگاه ها.
۲. کامنت هایی که خوانندگان برای این خبر گذاشته اند را نخوانده بودم. جالب اند و خواندنی.
