دو شبی که محمد هاشمی را آورده بودند در «محرمانه» ،
میگفت: امروز به برکت انقلاب اسلامی و خون شهدا و رهبری امام، ایران اسلامی تنها نقطهای است روی این کرهی خاکی که میشود در آن کشور زندگی سالم داشت... و لاغیر... زندگی در مکتب اهل بیت، آموزش، تحقیق، کار، توسعه، عبادت، رفتار، هر کار... برای هر کسی در هر نقطهی دنیا که بخواهد سالم زندگی کند، در مکتب اهل بیت... برای یک مسلمان موحدِ پیروی اهل بیت... البته آنها که میخواهند سالم زندگی کنند.
در خاطره گویی از اوایل انقلاب از تذکر آقای خمینی در بارهی موسیقیها و صحنهها، میگفت امام در بارهی برنامهای که در آن دختران نوجوان ترکمن صحرا با روسریهای رنگارنگ و چهرههای _به هر حال_ بشّاش میخواندند و خب، چهرههای نسبتا زیبایی هم داشتند، با یک مقداری حرکات، تذکر دادند که پخش این برنامه مناسبِ شخصیت شما نیست. نگفتند حرام است، گفتند مناسب شخصیت شما نیست، یعنی شخصیت نظام.
در جواب این که اگر امروز هم رئیس سازمان صدا و سیما بودید جلوی پخش کدام برنامه را میگرفتید، میگفت بسیاری از برنامهها... تو همهی برنامهها عشق و عاشقی و خواستگاری است، زد و خورد و خشونت و دعوا است، ما اصلاً این گونه مسائل را در جامعهی اسلامی نداریم... مثلاً بعضی از طنزها... اینها طنز نیست، لودگی است.
از خاطرات دانشجوییش در آمریکا که میگفت و از بَر کی وارد شدنِ دانشجوها هنگام ورود، جاهای نامناسب برای ورود را این طور معرفی میکرد: "ممکن بود بر یک بچه مارکسیست وارد شوند، یا یک بچهی علاف و عیاش، یا بچه کمونیست، یا بچه ملّی". از کنفدراسیونیها این طور حرف می زد: "ملّی و چپ، معدودی مسلمان".
از این دست باز هم داشت، اگر خواستید ببینید: بخش دوم مصاحبه با محمد هاشمی.
اگر انتخاب فرد و گزینش قسمتها و کنار هم گذاشتنشان برای این بوده که آقای ضرغامی نشان دهد سیما چه بوده تا این شده، انتخاب هوشمندانهای بود.
***
پ.ن.
1. مجریهای سیما روزبهروز مهوعتر میشوند.
2. گفتوگو با هادی غفاری، در «محرمانه»
