تبليغاتX
نما

اوضاع عجیبی است اوضاع حوزه ی نشر و مجوز گرفتن کتاب ها. در کل به نظر می رسد وضع بدتر شده، اما برخی کتاب هایی که تا کنون در جمهوری اسلامی مجوز نگرفته بودند و به نظر می رسید امکان مجوز گرفتن نداشته باشند (مثل سنگی بر گوری جلال) چاپ و نشر می شوند.

دیدن کتاب "مکتب در فرآیند تکامل" از سید حسین مدرسی طباطبایی  (ترجمه ی هاشم ایزد پناه، انتشارات کویر) در ویترین انتشارات خوارزمی آن قدر عجیب هست که با این که کتاب را خوانده ام باز هم 4200 تومان پول بدهم و دو باره کتاب را بخرم تا ببینم آیا کامل چاپ شده و همه ی قسمت های آن نسخه ی غیر رسمی که دست به دست می گشت را دارد یا نه. کتاب کامل است، بی حذف و جرح و تعدیل، فقط مقدمه ای نویسنده بر آن اضافه کرده، و در آن ضمن توضیح دادن شرایط اولیه نوشته شدن کتاب در دهه ی شصت و این که کتاب اصلا برای مخاطب غربی و در فضای اسلام شناسی و شیعه شناسی رایج و غالب دنیای غرب و عرب نوشته شده، توضیحاتی را هم افزوده که به نظر می رسد برای تسهیل مجوز گرفتن کتاب باشد.

کتاب، همان طور که از عنوان فرعی اش پیداست، "نظری بر تطوّر مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین" است و برای کسانی که تاریخ تشیع برای شان، به هر دلیل، اهمیت یا جذابیت دارد خواندنی است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط sdrsd در جمعه 27 مهر1386 و ساعت 23:11 |

 با این وضع نا به سامان ترجمه، وقتی می بینی نشر نی کتابی منتشر کرده از حسن کامشاد، و عنوان اش هم هست «مترجمان، خائنان»، با عنوان فرعی «مته به خشخاش چند کتاب»، شائق می شوی ببینی چیست.

وقتی کتاب را می خری و می بینی کتاب جدید نیست و جمع آوری مقالات قدیمی است که در مجلات مختلف منتشر شده، و در همان ها هم ترجمه هایی که نقد و بررسی شده اند ترجمه های چندان مهمی نیستند شوق ات کم تر می شود؛ هر چند هنوز مجموعه ی گردآوری شده از نقدها و "مته به خشخاخ" گذاشتن ها، به اضافه ی باقی مقالات ترجمه شده، ارزش خواندن دارد و دیدن اشکالات، تحریف ها، حذف ها و بدفهمی های مترجمان جالب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط sdrsd در شنبه 3 شهریور1386 و ساعت 18:38 |

ماده و آگاهی پل چرچلند ترجمه شده. نشر مرکز.

کتاب مقدماتی ای در فلسفه ی ذهن است -البته قدیمی است- و، اصلا، به قصد مخاطب عام غیرمتخصص نوشته شده.

مسئله ی ذهن و بدن را در چهار فصل از ابعاد هستی شناختی، معناشناختی، معرفت شناختی و روش شناختی بررسی کرده. دو فصل هم به این مقدمه ی معمول اضافه کرده یکی در باره ی هوش مصنوعی و دیگری در باره ی علوم اعصاب؛ و در باره ی مسئله ی ذهن و بدن از منظر این دو حوزه آشنایی مقدماتی و اجمالی داده.

فصل آخر، با عنوان "گستردن چشم انداز"، فصل خواندنی و جذابی است در باره ی منشا حیات و توزیع هوش کیهانی، و در نهایت موضع ایجابی نویسنده در مورد نسبت روان شناسی عامه و ماتریالیسم در باره ی آگاهی درون نگرانه.

 

*

این که کسی که خود طرفدار سفت و سخت (و مبدع) یکی از نحله های فلسفه ی ذهن (ماتریالیسم حذف گرا) است کتابی این چنین مقدماتی بنویسد حسنی دارد و عیبی. حسن اش این است که هم به موضوع مورد تخصص خودش وارد است، و هم این که جغرافیای بحث را با توجه به این که خود یک طرف دعواست خوب ترسیم می کند. اما عیب اش این است که درآمدی جانب دارانه به فلسفه ی ذهن برای کسی که اولین بار چنین کتابی بخواند ارائه می دهد. (اتفاقی که –به نظر من- در تاکید بر روان شناسی عامه در کتاب می افتد.)

 

*

کتاب نثر موجز و روانی دارد.

ترجمه ی کتاب هم نسبتا خوب است. ایراد گرفتن از ترجمه، با توجه به این که نفس ترجمه ی چنین کتابی کاری با ارزش و ستودنی است، شاید بی انصافی باشد، اما چند نکته:

Temporal lobe "لُب موقتی" ترجمه شده؛ که اشتباه است و لُب گیجگاهی است.

Propositional attitude به "مقام های گزاره ای" ترجمه شده؛ که معمولا "گرایش های گزاره ای" ترجمه می کنند، و یا "تلقی های گزاره ای".

Intentionality به "راجعیت" ترجمه شده که معمول است "حیث التفاتی" بگویند.

Theory-ladedness را معمولا "نظریه بار بودن" می گویند، که ترجمه شده به "نظریه-بارگی" (در یک مورد "نظریه-باره گی")؛ که آدم را یاد شکم بارگی و ... می اندازد.

جدای از این، نمی دانم چه قدر ترجمه کردن عباراتی که با خط تیره میان کلمات در انگلیسی ساخته می شوند با حفظ همان خط تیره در زبان فارسی درست است (راست اش فکر می کنم بسیاری مواقع غلط است، و از سنخ گرته برداری است). مثال های دیگری که این طور ترجمه شده این هاست:

Domain-specific: مختص-به-قلمرو؛ :Person-specific مختص-فرد؛ :Species-specific مختص-گونه؛ پس-از-واقع شدن، دما-در-گازها، لذت-در-یک-انسان، احساسِ-دردِ-من، و ترکیباتی از این دست، که به نظرم استفاده از خط تیره بی مورد است.

 

*

این هم یک نقل قول جالب _که شبیه آن باز هم در کتاب هست_ از صفحه ی 189 کتاب:

«اگر ماشین ها بتوانند از پس همه ی فعالیت های شناختی ما، با کلیه ی جزئیات آن، بر آیند، آنگاه به عنوان اشخاص حقیقی نشناختن آنها فقط و فقط صورت جدیدی از تبعیض نژادی خواهد بود.»

 

*

یکی از دوستان هم مروری بر کتاب در ایران نوشته.

 

+ نوشته شده توسط sdrsd در پنجشنبه 1 شهریور1386 و ساعت 3:46 |