وضع وجودی جالب ای است. یک هارد چندصد گیگابایتی داری که صد گیگابایت روی اش موسیقی با فرمت mp3 است. هر دقیقه mp3 با نرخ نمونه برداری مرسوم می شود حدود یک مگابایت. صد گیگابایت یعنی صد هزار دقیقه پس. روز 1440 دقیقه است، پس حدود هفتاد سال پیوسته و لا ینقطع، شب و روز، اگر گوش کنی می توانی همه ی آن ها بشنوی. فقط یک بار. یعنی اگر از همین الان شروع کنی باید برای صد ساله شدن ات دعا کنی تا تمام شود.
دیگر لازم نیست در به در پاساژهای انقلاب را زیر و رو کنی تا فلان کاست بهمان اجرای سال کذای استاد را پیدا کنی. همه اش روی هارد ت است. همه اش در "دست رس" توست. اما هیچ وقت گوش اش نمی کنی؛ هیچ وقت حلاوت آن روزی که کاست کذا را یافتی و عرش را سیر کردی را تجربه نخواهی کرد.
وضعیت وجودی جالب ای است. یک دی وی دی داری که چهار گیگابایت ایبوک دارد. یک قلم اش یک کتاب مجموعه مقاله است، 600 صفحه ای، که 50 مگابایت حجم دارد. مشابه این نمونه، اگر تخمین بزنی حدود 50 هزار صفحه کتاب است. صفحه ای پنج دقیقه طول بکشد خواندن و فهم و حلاجی اش، حدودا 170 ساله همه اش تمام می شود، اگر شب و روز نخوری و نخوابی و بخوانی. همه اش "در دست" تو است، "مال" تو است، اما نمی توانی خودت را روی همه اش بگسترانی. بر ملک خودت سلطه ی فهم و دانستن نداری. "مال خود کردن" ای اصلی تر و اصیل تر، که خواندن و شنیدن و دانستن آن باشد، برای ات مقدور و میسر نیست.
وضعیت وجودی جالب ای است. زمانی بیست سال می گشتند و یک نسخه ی فلان کتاب را در بهمان کتاب خانه ی شهری دور می یافتند و عیش عالم را می کردند؛ فلان استاد را در بهمان مدرسه پیدا می کردند و به هزار شیوه جایی در مجلس درس اش پیدا می کردند و تا آخر عمر به آن چند سال شاگردی افتخار می کردند؛ حالا ایبوک تمام آن کتاب ها را داری و آئودیوبوک سخن رانی هر استادی در هر گوشه ای از دنیا که بخواهی دست ات است، و تنها چیزی که نیست شوق رفتن و یافتن و خواندن و شنیدن است.
و خوب جغد مینروای تحلیل و فلسفه همیشه شامگاهان پر می کشد، پس از آن که در روز همه ی اتفاقات افتاده است. مثل همیشه، در مقام عمل، "اتفاق"ها افتاده است، و حالا کار فلسفه ی رسانه، مطالعات فرهنگی، و علوم ارتباطات است (به چیزی شبیه تحلیل وجودی شیوه های ضبط و انتقال اطلاعات هم گمان ام نیاز است، اگر تا به حال، به صورت مدون و منسجم، وجود نداشته باشد) که تبعات و نتایج این تغییرات را، پس از وقوع واقعه، تحلیل و تعلیل کنند.
***
پ.ن.
دور باد که بگویم این تجربه ذاتا جدید است. حتما کسی که پیش تر با کتاب خانه های بزرگ رو به رو می شد نیز چنین حسی داشت. و قس علی هذا.
